آثار رسیده به دبیرخانه
خبر رسیده می آیی و با پرستوها
خبر رسیده همین ماه از فراسوها
خبر که تیتر شده ، تیتر کل این هفته
نوشته : جمعه می آید امید ناجوها !
خبر که آب شده مثل ابر باریده
و شسته در دل شب چشم ها و گیسوها
خبر رسیده به مرغابیان دریاچه
به رودها، به طبیعت، به برکه ها ، قوها
به پیشوازی تو آمدند انسانها
فرشته های خدا، دشت ها و آهوها
در انتظار تو حالا … برای آمدنت
تمام شهر شده صحنه ی تکاپوها
خبر نوشته می آیی برای جان دادن
برای کندن نسل تمام زالوها
و رمز آمدنت نام مادرت زهراست
همان نمونه ی بانوترین بانوها
خبر به روح جهان جان تازه بخشیده
در عصر خستگی گام ها و زانوها!
وحید طلعت
غمگین، گرفته، ابری و زردند جمعه ها
جغرافیای ساکت و سردند جمعه ها
در انتظار آمدنت لحظه لحظه هام
بغض اند جمعه ها، پُر دردند جمعه ها
از کودکیــم کل وجودم به خاطرت
تا زندگیم گرم نبردند جمعه ها
باید که من گلایه کنم بی تو از زمان
از روزهای هفته ؛ که طردند جمعه ها
*
آنقدر لایقی که غزلهام خواستند
عاشق شوند دور تو گردند جمعه ها
می آیی و برای تو می گویم آخرش
با من عزیز بی تو چه کردند جمعه ها!
وحید طلعت
می خواستم شبیه کسی خوب تر شوم
شاید اگر برای تو ایوب تر شوم
گفتی اگر ستاره شوم ماه می شوی
گفتی اگر علی بشوم چاه می شوی
ای ردپای عاشق این کوچه های تنگ
کی خانه ی عدالت تو می خورد کلنگ؟
این جمعه هم برای تو اسپند دود کرد
مادربزرگ ، نذر تو یاس کبود کرد
تک آرزوی کودکی من ظهور توست
تا التماس کوچه ی شب هم عبور توست
عجل ، که غوره های دلم همچو شهد شد
این صبح شرمسار دعاهای عهد شد
عجل ، اجل که خط امانم نمی دهد
حتی برای توبه زمانم نمی دهد
عجل ، که یاس های جهان را شکسته اند
پهلوی لحظه های زمان را شکسته اند
انگار از دلم به دلت خط نمی دهد
با چاه درد دل ، به من عادت نمی دهد
می خواهمت که پای تو را بوسه ور کنم
این کوچه های غمزده را با تو تر کنم
اصلا تمام هفته برایت به انتظار…
آن جمعه های رفته برایت به انتظار…
می خواهمت که با تو کسی خوب تر شوم
نگذار پا به پای تو ایوب تر شوم…
فاطمه دریایی